Thursday, January 14, 2010

بیانیه بسیج دانشجویی دانشکده فیزیک دانشگاه تهران

"من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر "

برخي از آن مومنان، بزرگ مرداني هستند كه به عهدي كه با خدا بستند وفا كردند، پس عده‌اي بر آن عهد تا آخر ايستادگي كردند و به شهادت رسيدند و عده‌اي ديگر انتظار مي‌كشند و هيچ گاه عهد خود را تغيير ندادند- سوره مباركه احزاب، آيه 23

بار ديگر در ادامه حوادث تلخ ماه‌هاي پيش، حادثه‌اي ديگر رخ داد كه ما را در ماتم فرو برد، حادثه شهادت استاد عزيزمان ما را عزادار ساخت، استادي كه عمري را در راه بالندگي اين مرز و بوم گام برداشت، همان كه در روزهاي مقاومت اين سرزمين خالصانه و مخلصانه همدوش مردم بود، همان كه سال‌هاي پس از دفاع را به تربيت انسان‌هاي آينده‌ساز اين مرزوبوم پرداخت، همان كه در عرصه دانشگاهي استادي ممتاز و در عرصه اجتماعي مردي متمايز بود، همان كه همواره دغدغه و انديشه‌اش بهبود اوضاع موجود بود، همان كه دانشجويانش خاطرات زيادي از سختكوشي و وقت‌شناسي او دارند و همواره او را به عنوان يك معلم دوست داشتني و محبوب مي دانستند.

مشي علمي و اخلاقي او همواره براي كساني كه مي‌خواهند براي اين مملكت كار كنند و به آينده اين مُلك مي‌انديشند به عنوان يك الگو بود. ما اين واقعه جانكاه را به جامعه علمي-دانشگاهي كشور تسليت مي‌گوييم و لازم مي‌دانيم نكاتي را متذكر شويم:

1- از مسئولين امر خواستاريم كه هر چه سريعتر براي شناسايي و مجازات عاملان اقدام كرده و با معرفي آنان كمي از بار اين مصيبت براي جامعه علمي دانشگاهي كشور بكاهند.

2- آنچه كه در اين شرايط بسيار با اهميت است حفظ آرامش در برخورد با اين مسئله است، بياييم با برخورد منطقي با اين قضيه از دامن گرفتن شايعات بي اساس جلوگيري كنيم، اجازه دهيم تا مسئولين ذيربط با بررسي همه جانبه اين حادثه مبهم عوامل واقعي آن را شناسايي و معرفي كنند.

3- فكر مي‌كنيم اكنون زماني است كه بايد بيشتر به امنيت اساتيدي كه سرمايه‌هاي واقعي اين نظام هستند و با وجود اختلاف‌نظرهاي موجود به طور شبانه‌روزي براي پيشرفت اين مملكت تلاش مي‌كنند، توجه داشته باشيم.

Wednesday, January 13, 2010

گزارش جلسه

استاد مسعود علیمحمدی دقیقا یک هفته قبل از شهادتشان تصمیم به برگزاری جلسه ای پیرامونِ وضعیت و اتفاقات اخیر کشور گرفتند. ایشان دوشنبه موضوع را با تشکل های دانشکده از جمله بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی در میان می گذارند و سرانجام قرار می شود که جلسه ای غیر عمومی و تنها با حضور اعضای تشکل های دانشجویی، روز سه شنبه مورخ 6/10/1388، ساعت 13:30 برگزار شود. جو سیاسی دانشکده فیزیک بر خلاف فضای حاکم بر پردیس مرکزی دانشگاه سرد می بود، لذا خبر این جلسه که سه شنبه ظهر بین دانشجویان پخش شد موجب شگفتی همه را فراهم آورد. هر چند اکثر دانشجویان می دانستند که ایشان نسبت به اتفاقات سیاسی روز بی تفاوت نیستند اما کمتر کسی انتظار مطرح شدن این پیشنهاد از جانب ایشان را داشت. به همین جهت آن جلسه خصوصی تا آنجا که کلاس ظرفیت داشت عمومی شد. حدود 60نفر در کلاس حضور داشتند.

استاد ابتدا به توضیح علت تشکیل این جلسه پرداختند و لزوم فعال بودن دانشگاه به معنای آکادمیک، وارد شدن مسائل اخیر به ریز زندگی مردم و مختل کردن زندگی عادی را از جمله عللی بر شمردند که مبنایِ برگزاری این جلسه را تشکیل می داد.

در ادامه به چگونگی روند پیش روی جلسه پرداختند. شیوه پیش نهادی روند جلسه بحث پیرامون قضایای مذکور در غالب عقل و عدم توهین به "فرد" یا "فکر" بود.

عین جمله ایشان در ادامه جلسه: "خیلی ها هم به من گفتند نکن این کار رو؛ ریسکش بالاست...بالاخره هر کاری ریسک خودشو داره، یعنی ساده ترین کار اینه که رها کنیم همه چیز رو؛ این هیچ ریسکی نداره."

"... و امیدوارم هیچ هزینه ای نه برای من نه برای شما داشته باشه، این کار پیش بره."

ایشان در ادامه چهار محور را برای انسجام دادن به بحث مشخص کردند:

1- علل رسیدن به وضع فعلی.

2- تبیین وضع موجود.

3- تبیین هدف.

4- ارائه راهکار برای رسیدن از وضع موجود به هدف.

استاد پرداختن به "علل رسیدن به وضع فعلی" را به دو علت در اولویت ندانستند. اولا چون نخستین سیاست در هر بحران خروج از آن است و سپس نوبت به ریشه یابی می رسد. ثانیا بحث در باره علل رویداد چنین وضعی معمولا به علت اختلاف نظر های بسیار، از خطِ اصلیِ علمی و منطقی بودن منحرف می شود.

در ادامه و قبل از پرداختن به محور دوم بحث لازم دیدند که خود را معرفی کنند تا معلوم شود که مخاطبان این نکات را از زبان چه کسی می شنوند. ورود به دانشگاه در سال 56 یعنی در بهبوهه انقلاب و فعالیت در انجمن اسلامی دانشگاه شیراز؛ جهاد دانشگاهی؛ درگیری با جنگ از سال 64 به بعد از کانال سپاه و ادامه یافتن حضور در سپاه تا سال 80 .ایشان منظورشان را از ارائه این بیوگرافی اشاره به آشناییشان با افراد مختلف عنوان کردند. احمد شیرزاد، عطاالله مهاجرانی، سیف اله داد، کامران دانشجو، محسن کدیور و ابراهیم نبوی از جمله کسانی بودند که از گذشته ای دور با آن ها از نزدیک آشنا بوده است. "در هر حال اطلاع دارم از وضعیت آدم هایی که علاقه و دلبستگی زیادی به این مملکت دارند و الانش هم همینطور"

سپس ایشان وارد محور دوم بحث شدند و با تاکید بر اینکه مواردی که ذکر می کنند به ترتیب اولویت مرتب نشده است؛ به بیان ویژگی های وضع موجود پرداختند:

-جدایی کثیری از نخبگان از دایره هواداران دولت و عدم همکاری آنها.

- شکسته شدن بسیاری از حرمت ها، عبور از بسیاری از خط قرمز ها.

- ناامیدی از آینده.

- عدم رونق و کسادی بازار و اقتصاد.

- وجود خشونت در خیابان ها، دانشگاه ها، خوابگاه ها و عدم پیگیری موثر مسببین.

- عدم به عهده گرفتن رسمی برخی خشونت ها.

- نفوذ دشمنان کشور در صف مردم.(اشاره کردند که علت بوجود آمدنِ این مورد، دو عامل مذکور در دو مورد قبل هستند.)

- زیر سوال رفتن بحث (اصل) حکومت بر اساس معیارهای دینی.

- از گردونه خارج شدن جمعی (بزرگ) از یاران انقلاب از حیطه حکومت.

- ایجاد اختلاف بین اقشار جامعه.

-غالب شدن تدریجی افراد تندرو و غیبت افراد معتدل تر.

پیرامون دو مورد اول کمی گفتگو صورت گرفت و باقی موارد تنها توسط استاد علیمحمدی به طور خلاصه توضیح داده شد.

در انتهای جلسه قرار شد جلسه دیگری هم در کار باشد. با رای دانشجویان زمان آن جلسه به بعد از امتحان ها موکول شد و همچنین عمومی بودن جلسه(محدود نشدن به اعضای تشکل ها) به تصویب رسید.

تعیین شد که موضوع بحث جلسه بعد، نقد و تکمیل موارد ذکر شده در ارتباط با محور دوم، باشد.

جلسه پس از حدود دو ساعت به پایان رسید.

پی نوشت: فایل صوتی این جلسه را می توانید از دو آدرس زیر دانلود کنید:

http://www.speedyshare.com/files/20308430/EDITED-1.rar

http://www.speedyshare.com/files/20308549/EDITED-2.rar

شروع

به نام خدا

در این وبلاگ برآنیم تا در غیاب رسانه ای مستقل و درحضورِ فضای غبار آلود خبری که هر کس در آن بر حسب نفع خود حرفی می زند؛ حول شهادت ایشان مستقلانه بنویسیم.

به امید روزی که حقیقت اسیر منفعت نباشد.